حتی نوشتن عبارت های ساده نیز نیاز به ابداع و استفاده از موتیف دارد . گرچه ممکن است غیر ارادی باشد . موتیف در حالت ارادی باید وحدت و همبستگی ، ارتباط ، منطق ، قابلیت درک و روانی به وجود آورد . عموماً موتیف در آغاز هر قطعه با ترکیبی از طرح های فاصله ای و ریتمی به شکل پر اثر و خاطره انگیز ظاهر می شود که معمولاً اشاره به یک هارمونی مستحکم نیز دارد . از آنجا که هر الگویی در یک قطعه به نوعی وابستگی به آن را نشان می دهد ، اغلب موتیف اصلی ، منشأ ایده تلقی می شود . زمانی که موتیف شامل عناصری از الگوهای موسیقایی بعدی باشد می تواند به منزله کوچک ترین عامل مشترک و زمانی که در هر یک از الگوهای بعدی گنجانده شود به عنوان بزرگ ترین عامل مشترک تلقی شود . در هر حال همه چیز بستگی به چگونگی استفاده از آن دارد . چه یک موتیف ساده و چه پیچیده باشد و اعم از این که مشخصه های کم و زیادی را شامل شود معنای نهایی یک قطعه با فرم اولیه آن معین نمی شود بلکه همه چیز بستگی به عملکرد و بسط و گسترش موتیف دارد . موتیف مکرراً در طول یک قطعه تکرار می گردد ولی تکرار مطلق آن باعث بروز یکنواختی و تنها با واریاسیون می تواند کنترل شود .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 21:23 توسط کارنگ |
برای داشتن یک تنظیم خوب و نهایتا" یک موسیقی زیبا آگاهی از اصول رنگ امیزی در ارکستر امری بدیهی است که برای آهنگسازی هم باید ان را مد نظر داشت. هنگامی که یک ملودی با دو ساز و با دینامیکی یکسان اجرا میشود تاثیرات بیانی متفاوتی پدید می آورد و موجب تمییز دادن آن دو صدا از هم میشود که از آن به عنوان رنگ صوتی (timbre) یاد میکنند.
رنگ صدا در فیزیک توسط تعداد و شدت نسبی هارمونیک های آن صدا تعریف میشود و همانطوری که میدانید هارمونیک صدا مجموعه ای از امواج هستند که موقع ایجاد یک تک صدای موسیقی بوسیله ماده مرتعش مانند سیم یا ستون هوا همراه آن صدا تولید میشوند که از صدای مبنا(هارمونیک اول) زیرتر هستند.
در واقع آهنگسازان اغلب با در نظر داشتن رنگ صوتی ساز ها به خلق آهنگ میپردازند.رنگ صوتی را با واژهایی مثل روشن ، تیره ، درخشان و ... توصیف میکنند. دگرگونی رنگ صوتی همانند دگرگونی دینامیکی میتواند ارائه کننده حالات مختلف در یک اثر باشد. رنگهای صوتی متضاد ممکن است برای برجسته نمایی یک ملودی تازه بکار گرفته شوند و یا اینکه حس پیوستگی را ایجاد نمایند. همچنین برخی از سازها ممکن است تاثیر بر انگیزنده ملودی را شدت دهند مثلا" صدای درخشان ترومپت با نوای قهرمانی یا نظامی مناسبت دارد و رنگ تسکین بخش فلوت با حال و هوای یک ملودی آرام همخوان است و همینطور ساز های بادی چوبی معمولا" القا کننده حالاتی با مضمون مظلومیت میباشند و... .
در عمل گستره بیکرانی از رنگهای صوتی در دسترس آهنگساز است و تلفیق سازهای مختلف به پیدایش رنگهای تازه ای می انجامد که هیچ کدام از ساز ها به تنهایی قادر به انجام آن نیستند بعلاوه رنگ صوتی با تغییر تعداد نسبی سازها یا خطهای آوازی اجراکننده ملودی نیز دگرگون میشود و این خود باعث پیدایش فصل جدیدی از دنیای موسیقی با نام بافت (texture) موسیقی است.
آهنگساز میتواند با استفاده از بافتهای دگرگون شونده در اثرش تنوع و تضاد در عین پیوستگی اجزا بیافریند. در واقع بافت موسیقی اصطلاحی است که به تعداد لایه های صوتی همزمان و به نوع آنها (ملودی و هارمونی) و همچنین چگونگی ارتباط آنها با هم اشاره دارد. بافت موسیقی مانند بافت پارچه با واژهایی همانند تنک و متراکم و نازک و ضخیم و سنگین و سبک توصیف میشود که آهنگساز برای آفرینش تضاد و جلوه های نمایشی میتواند بافت موسیقی را تغییر دهد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 11:46 توسط کارنگ |
کوچکترین واحد ساختار یک قطعه عبارت است که نوعی مولکول از نوع موسیقایی است و تعدادی شاخه های کوچکتر موسیقایی را شامل می شود که هر یک در حد خود کامل بوده و در عین حال قابل تطبیق و ترکیب با سایر قسمت های مشابه اند . از نظر ساختاری واژه عبارت به واحدی اطلاق می شو د که میتواند در یک نفس اجرا گردد . پایان هر عبارت از نظر علامت گذاری همانند یک کاما در پایان یک جمله ادبی است . گاهی بعضی از مشخصه ها بیش از یک بار در عبارت ظاهر می شوند . ریتم برای قالب بندی عبارت اهمیت خاصی دارد و به جالب بودن و تنوع عبارت کمک می کند ، کاراکتر را برقرار می کند و اغلب عامل تعیین کننده ای برای استقرار وحدت عبارت است . پایان عبارت معمولآ به طور ریتمیک تغییر می کند تا زمینه را برای علامت گذاری آماده سازد . طول هر عبارت می تواند در محدوده وسیعی تغییر یابد . میزان و سرعت تاثیر زیادی بر طول عبارت می گذارد . در میزان های ترکیبی ، طول دو میزان می تواند معیار یک عبارت قرار گیرد و در میزان های ساده طول چهار میزان طبیعی است . ولی در سرعت های بسیار تند هشت میزان یا بیشتر ، یک عبارت را تشکیل می دهند . عبارت ، ندرتآ مضرب دقیقی از طول میزان است و معمولآ به وسیله یک ضرب یا بیشتر تغییر می کند و تقریبآ همیشه تقسیمات فرعی میزان را منقطع می سازد ، تا این که به طور کامل میزان را پر کند . اما هیچ دلیلی وجود ندارد که یک عبارت همیشه به تعداد مساوی محدود شود ولی مواردی که عبارت به تعداد نامساوی محدود گردد نیز ندرتآ اتفاق می افتد .
+ نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 23:16 توسط کارنگ |
واژه فرم به معنای مختلفی به کار رفته است . وقتی این واژه در فرم دو قسمتی یا سه قسمتی یا فرم روندو به کار میرود مشخصآ به قسمت های چندگانه اشاره میکند . عبارت فرم سونات به اندازه بخش و پیچیدگی ارتباط بین آنها اشاره دارد. هنگام صحبت از منوئه اسکروتزو و سایر فرم های رقص وزن سرعت و خصوصیات ریتمیکی که رقص را مشخص میسازد مورد نظر است. در مفهوم زیباشناسی فرم به این معناست که قطعه سازمان یافته است به عبارت دیگر شامل عناصری است که مانند اعضای یک موجود زنده نقش معینی را انجام می دهند . بدون سازماندهی موسیقی توده بی شکلی است که همانند مقاله بدون نقطه گذاری یا سخنرانی بی هدف که از موضوعی به موضوع دیگر پرش میکند غیر قابل درک است . برای خلق یک فرم قابل درک منطق و ارتباط مطالب بالاترین نیاز است .
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 23:46 توسط کارنگ |