الف ) تغییر در ریتم به وسیله : 1- تغییر ارزش طولی نت ها 2- تکرار نت ها 3- تکرار بعضی از ریتم ها 4- جابجایی ریتم به ضرب های متفاوت 5- اضافه کردن ضرب بالا 6- تغییر میزان بندی که گاهی در طول قطعه به کار گرفته میشود ب ) تغییر در فواصل به وسیله : 1 - تغییر ترتیب اصلی نت ها و یا جهت آنها 2- اضافه کردن یا حذف فواصل 3- پرکردن فواصل با نت های تزیینی 4- ایجاد اختصار ضمن انجام حذف یا فشرده سازی 5- تکرار مشخصه های قطعه 6- جا بجایی قسمت های برجسته به ضرب های دیگر ج) تغییر در هارمونی به وسیله : 1- به کارگیری معکوس ها 2- اضافاتی در پایان 3- الحاقاتی در وسط 4- جانشین کردن یک آکورد متفاوت یا توالی های دیگر د) تغییر در ملودی به وسیله : 1- انتقال 2- اضافه کردن هارمونی های گذرا 3- با عملکرد نیمه کنترپوانی همراهی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 1:2 توسط کارنگ |
هر گونه توالی ریتمیک نت ها می تواند به عنوان موتیف اصلی به کار گرفته شود مشروط به این که ویژگی های خیلی متفاوتی را شامل نگردد. موتیف با تکرار به کار گرفته می شود ولی این تکرار می تواند عینی ، یا با تغییر و یا به صورت بسط داده شده باشد . در تکرارهای عینی همه طرح و ارتباطات حفظ می شوند . کلیه انتقالات به درجه های متفاوت به شکل واژگون ، قهقرایی ، کوچک شده و بزرگ شده است و چنانچه مشخصه ها و ارتباط نت ها را دقیقاً حفظ کنند ، تکرارهای عینی محسوب می شوند . تکرارهای تغییر یافته در ضمن انجام واریاسیون پدیدار می گردند . این نوع تکرارها تنوعی به وجود می آورند که منجر به ایجاد فرم های موتیوی جدید برای استفاده های بعدی می شود . بعضی از واریاسیون ها که تغییرات مقطعی صرف هستند ، واریانت نام دارند که تاثیر چندانی در ادامه قطعه ندارند و یا تاثیر کمی دارند ، بایستی به خاطر سپرده شود که واریاسیون یعنی تکراری که در آن برخی مشخصه ها تغییر یافته اند و بقیه شخصیت خود را حفظ کرده اند . همه مشخصه ها اعم از ریتم ، فاصله ، هارمونی و طرح می توانند دستخوش تغییرات گوناگونی شوند . غالباً چندین شیوه واریاسیون برای تغییر چندین مشخصه همزمان به کار گرفته می شود ولی چنین تغییراتی نباید فرم موتیفی خیلی دورتر از موتیف اصلی را به وجود آورد . یک فرم موتیفی می تواند با انجام واریاسیون های بعدی در طول قطعه ، گسترش بیشتری یابد .
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 21:51 توسط کارنگ |
واریاسیون یعنی تغییر، ولی تغییر همه مشخصه های یک موتیف نوعی بیگانگی ، عدم ارتباط مطالب و بی منطقـی بوجــود مـی آورد و شکل اصلـی موتیـف را از بین می برد . بنابراین در حین انجام واریاسیون لازم است بعضی از طرح های کم اهمیت تغییر یافته و بعضی طرح های پر اهمیت حفظ شود . حفظ طرح های ریتمیک به طور موثری ارتباط مطالب را حفظ می کند . باید اضافه کرد برای تعیین اینکه کدام طرح مهم تر است ، تشخیص آهنگساز با توجه به هدفش از آهنگسازی اهمیت دارد . در حین انجام این تغییرات و جا به جایی ها فرم های موتیوی متنوعی به وجود می آید که با یکی از فرمول های مشخص مطابقت می کند . موسیقی چند صدایی را می توان روش بسط و گسترش واریاسیون نامید به این معنا که در توالی فرم های موتیوی که در حین انجام واریاسیون روی موتیف اصلی به وجود می آید ، حرکتی هست که با بسط و گسترش می تواند مقایسه شود ولی تغییر در مفاهیم فرعی ، به شکل نت های زینت تاثیرات موضعی دارند و نتیجه خاصی به وجود نمی آورند . چنین تغییراتی بهتر است واریانت نامیده شوند .
+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 21:51 توسط کارنگ |