اگر ما موسیقی درمانی را تجربه کنیم ، دیگر زندگیمان هرگز مانند سابق نخواهد بود . یک اصل مرموز می گوید تمام انرژیها در پی افکار پدید می آیند . هر کجا فکر باشد انرژی هم هست . وقتی ما با فنون سلامتی کل نگر کار می کنیم ، به واقعیت این اصل پی می بریم . هر اندیشه و کلامی که ابراز می داریم و عملی که انجام می دهیم از اهمیت زیادی برخوردار است . هر زمانی که احساسی داریم یا حالتی را تجربه می کنیم متوجه ارتباطات دقیق بدن خود با آن می شویم . آگاه می شویم که زندگی و انرژی یکدیگر را تعقیب می کنند و در درون ما و پیرامون ما در سطوح مختلفی جاری و در حال جابجایی هستند . وقتی تصورات خود را تغییر می دهیم واقعیت این است که دنیای خود را تغییر می دهیم . ما باید درباره امکانات و استعدادهای بیشمار و استعدادهای فراوان خود و نه در مورد ناتوانائی هایمان تامل کنیم . وقتی این کار را انجام دهیم خواهیم فهمید که دیگر در اختیار شرایط زندگی یا بدنمان نیستیم . و آنگاه شروع به کشف امکانات خلاقی می کنیم که در همین محدودیتها وجود دارد . من درختان جنگل را قطع می کنم ، من آب را حمل می کنم ، این است جاودی من . این شعر بودایی جوهر بهبودی کل نگر است و هر کاری که با جسم خود انجام می دهیم حتی بریدن درختهای جنگل یا حمل آب ، کاری جادویی است . ما یک جوهر روحانی هستیم که در یک قالب فیزیکی ظاهر شده ایم . اگر می توانیم در چیز اعجاز انگیزی چون بدن انسان متجلی شویم پس مسلما می توانیم زندگی توام با سلامتی بیشتر و سعادت و خوشبختی نیز داشته باشیم . از طریق صدا و موسیقی درمانی ساده هر یک از ما می توانیم روشنایی انرژی و سلامتی بیشتر به زندگی افرادی که ما با آنها سرو کار داریم ، ببخشیم . این است اعجاز بهبودی – این است اعجاز بشر .
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 23:45 توسط کارنگ |
اصول زیادی در مورد صدا و موسیقی درمانی وجود دارد . چهار اصل ضروری ترین اصول برای شروع کار موسیقی درمانی می باشد : اول : اصل ارتعاش درموسیقی درمانی ، ارتعاش عبارت است از قابلیت نوسان یا بسامد(فرکانس) صدا که باعث عکس العمل در بدن انسان می شود . هر سلول در بدن یک تشدید گر صدا است . سلولهایی که تشکلیل اعضای بدن را می دهند و دستگاهی که از این اعضاء تشکیل شده است ، بسامدهای مخصوص خود را دارند بسامدهایی که به راحتی در برابر آنها واکنش نشان می دهند . وقتی بیماری پیش می آید ، عضو یا دستگاه مربرط از حد نوسان طبیعی خود خارج می شود . در این حالت از نوسانات صدا می توان برای اثر گذاشتن روی عضو یا دستگاه نامتوازن استفاده کرد و آن را به حد طبیعی خود بازگرداند . این ارتعاشات عمومی می تواند هماهنگی لازم را به ناحیه یا نواحی بیمار بازگرداند . دوم : اصل ریتم ریتم الگوی ضرب در موسیقی است – ریتم لازمه موسیقی است . بدون آن اصلا موسیقی وجود ندارد . بدون ریتم که باعث حرکت ملودی است ، هرگز نمی توانیم از نت اول به دوم بگذریم تا حرکتی نباشد ، ریتمی وجود ندارد و تا ریتمی نباشد موسیقی وجود ندارد . ریتم بازتاب ضربان زندگی است . ریتمهای متفاوت روی سیستم های فیزولوژیکی و اندامهای بدن به طرق مختلف اثر می گذارند . از ریتمهای آلات مختلف موسیقی و انواع موسیقی می توان برای اصلاح ریتمهای اندامها و دستگاههای بدن استفاده نمود . سوم : اصل تن و طنین یا رنگ تن به زیر و بم صدا اطلاق می شود . هر چه نوسانات صدا تندتر باشد ، تن صدا زیرتر است و هرچه نوسانات آرامتر باشد تن صدا بمتر است . تنهای مختلف بر روی اندامهای مختلف بدن اثر می گذارد . برای مثال سیستم اعصاب در برابر تن چهار واکنش نشان می دهد این تن در گام دو ، فا می باشد یا برای اندام تولید مثل تن دوم که در گام دو ، رمی باشد تاثیر می گذارد . طنین یا رنگ صدا مشخصه خاصی از صدا است که باعث تشخیص یک صدا از صدای دیگر و یا سازی از ساز دیگر می شود . اندامها و دستگاههای بدن در برابر صداها و سازهای متفاوت واکنش نشان می دهند . چهارم : اصل صدا به عنوان انرژی صدا حالتی از انرژی و بدن انسان یک سیستم انرژی است . به همین دلیل ، صدا این توانایی را دارد که روی الگوهای طبیعی انرژی بدن تاثیر گذارد . صدا هم مثل نوسان ، توانایی تعامل با دیگر منابع بسامدی انرژی را دارد . این بسامدها می توانند به صورت رنگ ، عطر ، الکترومغناطیس و صور دیگر انرژی باشند . نوسانات می توانند به یکدیگر کمک کرده یا مزاحم یکدیگر شوند ، همدیگر را متوقف کرده یا تقویت کنند .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 1:5 توسط کارنگ |
بخشی از کیفیت آسمانی سرود گرگوریایی از گام های نا متعارف به کار رفته در آن سرچشمه می گیرد . این گام ها " مد های کلیسایی " نامیده می شوند . این مد ها مانند گام های ماژور و مینور از هفت صدای متفاوت و یک صدای هشتم که تکرار صدای اول در یک اکتاو بالاتر است تشکیل می شود اما الگوی پرده ها و نیم پرده ها در آن متفاوت است . مد های کلیسایی گام های اساسی موسیقی غرب در قرون وسطا و رنسانس بوده اند و در موسیقی مذهبی و نیز غیر مذهبی به کار گرفته شده اند . بسیاری از ملودی ها و آوازهای عامیانه غربی نیز از الگوی مد های کلیسایی پیروی می کنند . یکی از نمونه های شکوهمند و شادمانه سرود گرگوریایی " بخش آله لویا از مس مراسم عید تجلی مسیح " است . واژه آله لویا به معنی " تو را می ستایم ای خداوندگار " است . در این سرود نت های متعددی بر یک هجای متن خوانده می شوند . صداهای پیاپی و متعددی که بر هجا ادا میشوند بیانگر لذت و خلسه مذهبی و توصیف ناپذیری است .
مدهای کلیسایی تا اواخر دوره رنسانس(1600-1450) و اوایل باروک به بقای خود ادامه دادند. پلیفونی در دوره رنسانس مقام ارجمندی داشت اما در دوره باروک به تدریج فقط مدهای ماژور و مینور (شاید به دلیل تطابق بیشترشان با هارمونی طبیعی) باقی ماندند. در هر صورت هر کار علمی ابتدا از حالات ساده آغاز میگردد و سپس تعمیم مییابد. در مورد موسیقی چندصدایی هم چنین شد؛ زیرا آهنگسازان امپرسیونیست(در اوایل قرن بیستم) نه تنها دوباره به مدهای کلیسایی روی آوردند بلکه مدهای جدیدی با استفاده از اصول علمی موسیقی ابداع نمودند و همه را به شکلی مدرن و به صورت موسیقی چندصدایی و مملو از احساساتی بدیع ارائه کردند.
اغلب مدهای قرن بیستم اسامی قرون وسطی خود را دارند و فقط از لحاظ ساختمانی و نه شیوه استعمالشان به هم متشابه اند . مد ایونین (Ionian) همانند گام مرسوم ماژور و مد آئولین (Aeolian) نیز همانند گام تئوریک مینور است ، مد لوکرین(Locrian) که خیلی کم مورد استفاده قرار می گیرد به خاطر آکورد کاسته تونیکی که دارد کاملا متمایز است . از چهار مد باقی مانده دو تا آکورد تونیک ماژور و دو تا آکورد تونیک مینور دارد . مد لیدین(Lydian) همانند گام ماژوری است که درجه چهارم نیم پرده بالا رفته باشد و مد میکسولیدین(Mixolydian) همانند گام ماژوری است که درجه هفتم آن نیم پرده پایین آورده شده باشد . دورین(Dorian) گام مینور تئوریکی است که درجه ششم آن نیم پرده بالا رفته و بالاخره فریژین(Phrygian) همام گام مینور تئوریک است که درجه دوم آن نیم پرده پایین آمده است .
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 23:22 توسط کارنگ |
صدای پایینی آکورد را که صداهای آن به فاصله سوم از یکدیگــر قــرار دارنــد ، پایـه می نامند . بقیه صداها ، نام خود را بر حسب فاصله هایشان از صدای پایه می گیرند . بدین ترتیب که صدای دوم آکورد را سوم ، صدای سوم آکورد را پنجم ، صدای چهارم آکورد را هفتم و صدای پنجم آکورد را نهم می نامند . نام صداهای آکورد ، در هر موقیعتی که قرار داشته باشند ، حفظ می گردد . یک آکورد ممکن است به صورت پایگی یا معکوس قرار داشته باشد . در آکورد پایگی ، همه صداهای آکورد در بالای پایه قرار می گیرند . اما چنانچه دیگر صداهای آکورد (سوم ، پنجم ، هفتم یا نهم ) در بخش زیرین قرار گیرند ، آن آکورد معکوس شده است . هر تریاد دارای دو معکوس می باشد : 1- معکوس اول ، که سوم آکورد دربخش زیرین قرار می گیرد و به آن آکورد شش(سکس آکورد) گویند . 2- معکوس دوم ، که پنجم آکورد در بخش زیرین قرار می گیرد و به آن آکورد چهار- شش (کوارت سکس آکورد) گویند . معکوس های آکورد هفتم : آکورد های هفتم دارای سه معکوس می باشد : 1- معکوس اول ، که سوم در بخش زیرین قرار می گیرد و به آن آکورد پنج – شش (کوینت سکس آکورد) گویند . 2- معکوس دوم ، که پنجم آکورد در بخش زیرین قرار می گیرد و به آن سه – چهار (ترتس کوارت آکورد) گویند . 3- معکوس سوم ، که هفتم آکورد در بخش زیرین قرار می گیرد و به آن آکورد دو (سکوند آکورد) گویند .
+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 23:29 توسط کارنگ |