این ۹ پیشگویی است که در سنگ نوشته هایی در پرو کشف شده و در کتاب پیشگویی آسمانی اثر جیمز ردفیلد به صورت داستان بیان شده است . همچنین این ۹ بصیرت در فیلم پیشگویی آسمانی که داستان آن برگرفته شده از همین کتاب است ، به نمایش گذاشته شده است . بصیرت اول : ما انسانها بار دیگر در می یابیم که در جهانی عمیقاً رمز آلود زندگی می کنیم - جهانی مملو از تطابق های ناگهانی و رویدادهای همزمان از پیش مقدر . بصیرت دوم : هنگامی که در میان ما افراد بیشتری از وجود این راز آگاه شدند ، یک جهان بینی کاملاً تازه بوجود می آوریم – تعریف جدیدی از هستی بر پایه انرژی روحانی . بصیرت سوم : ما درمی یابیم که همه چیز در اطرافمان و خمیره اصلی همه موجودات ، نوع خالصی از انرژی نامرئی الهی است ، که ما تدریجاً شروع به مشاهده و درک آن خواهیم نمود . بصیرت چهارم : از این درونما می توان مشاهده کرد که بشر همواره احساس ناامنی و قطع ارتباط با این منبع انرژی روحانی را داشته و سعی کرده این انرژی را از طریق احاطه بر دیگران و گرفتن انرژی آنها تأمین کند – این کشمکش دلیل تمامی درگیری های بشر است . بصیرت پنجم : تنها راه حل ، پایه ریزی رابطه شخصی مداوم با این انرژی روحانی درون است که منجر به یک دگرگونی عرفانی شده و احساس بی پایانی از عشق و انرژی را برای ما به ارمغان می آورد و با افزایش درک زیبایی ما را به سوی آن آگاهی برتر سوق می دهد . بصیرت ششم : با این آگاهی ، ما قادر خواهیم بود بر الگوی رفتاری دیرنه خود که همان روش تسلط و تصاحب انرژی دیگران است فائق آئیم و حقیقت وجودی خود و مأموریت زندگیمان را کشف کنیم – ما اینجاییم تا بشریت را در مسیر تکاملی خود به سمت مرحله تازه ای از حقیقت هستی یاری رسانیم . بصیرت هفتم : با پیگیری این ماموریت ما به کشف دریافت ها و الهامات درونی هدایتگر خود نائل می شویم و اگر تنها تغییرات مثبت را در نظر بگیریم ، جریانی از رویدادهای همزمان درهای موفقیت در این ماموریت را خواهد گشود . بصیرت هشتم : آن هنگام که تعداد کافی از ما در این جریان تکاملی قرار گرفتیم و همواره در حال دادن انرژی به اطرافیانمان برای ظهور خود برتر آنها هستیم – فرهنگ جدیدی بنا می کنیم که در آن جهان هستی به سوی درجات بالاتری از پویایی و احساس سیر خواهد کرد . بصیرت نهم : از این طریق ، ما در سفر طولانی هستی که از انفجار بزرگ آغاز شده و تا مقصد نهایی حیات ادامه دارد شرکت خواهیم کرد تا نسل به نسل با پویاتر کردن جهان ، به بهشتی که عاقبت خواهیم دید پا گذاریم .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 23:50 توسط کارنگ |
آلات موسيقی متفاوت نيز روی سيستم انرژی بدن اثر می گذارد 
ناخودآگاه کنترل و تعديل می شود . ولی ذهن ناخود آگاه سطوح فراوانی دارد . اين سطوح مختلف عمليات مختلف دستگاهها ، اندامها و فعاليتهای بدن را هدايت و تعديل می کنند و نسبت به تنها ، آوازها ، سازها و حرکتهای مختلف موسيقی عکس العمل بيشتری نشان می دهند .
به اين ترتيب می توانيم از موسيقی و صدا برای اثر گذاشتن روی سطوح خاصی از ذهن ناخودآگاه استفاده کنيم و به اين وسيله دستگاهها و اندامهای مربوط را متعادل و تقويت کنيم
. برای مثال نی و سازهای بادی چوبی سطحی از ذهن ناخودآگاه را متاثر می کنند که فعاليت نيمکره چپ مغز و دستگاه گوارش را هدايت می کند . چنگ به دستگاه گردش خون آرامش می دهد در حالی که ويولن با اثر گذاشتن روی سطح ذهن ناخودآگاه مربوط به دستگاه عصبی ، حالتهای عصبی را آرام می کند .برای هر يک از دستگاهها و اندامهای مربوط به آنها ، آلات موسيقی ای که برای آنها مفيد هستند و نيز
آهنگهای مناسب آن ساز در اينجا ذکر شده است
. صرفا استفاده از اين قطعات موسيقی و سازها به صورت منظم يا به صورت موسيقی متن به توازن و تقويت دستگاهها و اندامهای مربوط کمک خواهد کرد .اين قطعات موسيقی و سازها می توانند با فنون درمان که در بخش ابزار شماره يک موسيقی درمانی شرح داده شده ترکيب شوند
. با ترکيب يک قطعه موسيقی کلاسيک با سبک درست و گام درست موسيقی ، اثر موسيقی افزايش زيادی پيدا می کند .در سنت شرقی ، چاکرها
"مرکز فعاليت برای دريافت ، جذب و اتصال انرژی های زندگی هستند " . درشرق ، اشاره های زيادی به چاکراها يا مراکز انرژی بدن شده است
. يکی از ساده ترين راهها برای درکچاکراها ، اين است که آنها را به عنوان تاثيرگذارنده بر روی سطوح مشخصی از ذهن ناخودآگاه ، بدون توجه به محل آنها در بدن ، تصور کنيم
. بسيار مهم است که به خاطر بسپاريم هر يک از اين مراکز (دستگاهها و اندامهايی که آنها هدايت می کنند) در برابر تنها ، ريتمها و سازهای مشخصی ، عکس العمل نشان می دهند .تئوری چاکراها
:چاکرای ريشه
– گردش خون ، استخوانچاکرای جنسی
– توليد مثلچاکرای ناف
– دفع ، عضلات و توليد مثلچاکرای شبکه خورشيدی
– دستگاه گوارشچاکرای قلب
– دستگاه گردش خونچاکرای گلو
– دستگاه تنفسچاکرای آجنا
– دستگاه غدد / اعصابچاکرای تاج
– دستگاه استخوان بندی / اعصابچاکراها ، تمام انرژی بدن را تعديل می کنند
. اگرچه در قالب فيزيکی تظاهر می کنند ولی به شدت مربوط به سطوح خاصی از ذهن ناخودآگاه می شوند که هر سطح ، خود کنترل کننده و هدايت کننده دستگاهها و اندامهای خاصی می باشد .+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 0:54 توسط کارنگ |
يک قطعه موسيقی از بعضی نظرها شباهت به آلبوم عکسی دارد که به تصيل شرايط محيطی حيات ايده اصلی يا موتيف اصلی را به نمايش می گذارد 
بر عکس توالی زمانی در يک آلبوم عکس ، ترتيب فرم های موتيف بر اساس قابليت درک و منطق موسيقايی تنظيم شده اند ، بنابراين تکرار ، رسيدگی و تطبيق وارياسيون ، تحديد حدود و تقسيمات فرعی ، نظام يک قطعه در قالب کلی اش را به همان خوبی واحدهای کوچک تر نظم می دهد
.جمله فرم عالی تری از پريود دارد و تنها بيان يک ايده نيست بلکه يکباره نوعی گسترش را بنا می گذارد
. از آنجا که گسترش ، نيروی محرک يک بنای موسيقايی است ، شروع يکباره آن حاکی از دورانديشی است . فرم مله بيشتر در تم های اصلی سونات ها ، سمفونی ها و غيره به کار گرفته شده است ولی در فرم های کوچک تر نيز قابل استفاده است .شروع جمله غالبا شامل تکرار است به همين دليل تداوم ، نياز به فرم های موتيوی تغيير يافته و دورتر دارد
.در آثار برجسته انجام اين امر منجر به ساختارهای متنوعی شده که بعدا به آنها پرداخته خواهد شد
. ولی نمونه های زيادی نيز وجو دارند که به عنوان فرم تمرينی مناسب هستند و می توانند مورد استفاده واقع شوند .در الگوهای ساده تر ، فرم تمرينی می تواند مرکب از هشت ميزان باشد که چهار ميزان اول ، شامل يک عبارت و تکرار آن است
. تکنيکی که می تواند برای تدوام به کار گرفته شود نوعی گسترش است که از بعضی جهات قابل مقايسه با تکنيک فشرده سازی به وسيله کم کردن است .بسط و گسترش نه تنها دلالت بر رشد ، مهانش ، تمديد انبساط ، می کند بلکه شامل اختصار ، فشرده سازی و تشديد نيز می شود . منظور از کم کردن جلوگيری از گرايش به تمديد بی رويه است .
به عبارت ديگر کم کردن شامل حذف تدريجی عوامل مشخصی و نگاه داشتن عوامل غير مشخص است که در نتيجه ديگر نيازی به تداوم وجود ندارد
. غالبا آنچه باقی می ماند اشتراک کمی با موتيف اصلی دارد . اين روش در رابطه با يک فرود يا نيم فرود به اين منظور اتخاذ می شود تا تحديد حدودی مناسب برای جمله را فراهم آورد .پايان هر جمله ، همانند قسمت پيشرو در يک پريود عمل می کند
. جمله ممکن است روی درجه يکم ، پنجم ، يا سوم با يک تمام فرود ، نيم فرود ، فريژين يا فرود پلاگال ، کامل يا غير کامل ، بر حسب نوع عملکرد آن خاتمه يابد .+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 1:58 توسط کارنگ |