تبليغاتX
آهنگسازی و تنظیم

وابستگی و تعصب به هر چیزی، سدیست در برابر رسیدن به آگاهی و متعالی شدن . مثلا ما همه با تولدمون بطور تصادفی به یک خانواده میپیوندیم و عضوی از آن خانواده میشیم، از زمانی که چشم باز میکنیم ، آنها را میبینیم و آنقدر با آنها زندگی میکنیم که باورمون میشه که مال ما هستند، غافل از اینکه خودمان هم مال خودمان نیستیم، کم کم که بزرگتر میشیم در کنار اینها چیزهای دیگری هم برایمان ارزشمند میشند:

اول چیزهایی مثل فلان اسباب بازی، رفتن به شهر بازی و...

بعد که به مدرسه میریم، نمره و شاگرد اول شدن واسمون اهمیت پیدا میکنه و...

 در امتداد آن میرسیم به سن مقدس بلوغ، که اینجا اکثرمان تکلیف خودمان را نمیدونیم و برای هر کدام به نحوی سپری میشه و...

 بعد از آن بعضی ها تصمیم میگیرند به دانشگاه برند،  بعضی ها تصمیم میگیرند ازدواج کنند، بعضی ها تصمیم میگیرند به دنبال کار برند:

نمیگم همه ولی ، اونایی که میرن دانشگاه آنقدر سر خودشون رو شلوغ میکنن که وقتی برای فکر کردن به آگاهی نمیذارن و دلیلش اینه که تک بعدی هستند.

بازم نمیگم همه ولی، اونی که ازدواج میکنه آنقدر خودشو درگیر زندگی، همسر و فرزندانش میکنه که، حوصله فکر کردن به این موضوعات رو نداره.

و باز هم نمیگم همه ولی، اونی که میره دنبال کارهم، آنقدر درگیر کار و ترفیع و رقابت و... میشه که اونم وقت و حوصله ای برای آگاهی نداره ...

 ولی این ها، اهداف کوتاه مدت زندگی هستن و هدف اصلی آگاهیست. طوری که وقتی به این اهداف میرسیم، بازهم سیر نمیشیم و باز هم احساس کمبود بعضی چیزها رو داریم، بازم توی زندگیمون جای بعضی چیزها رو خالی میبینیم، حتی کسانی که به فضا میرند، وقتی که بر میگردن، دچار افسردگی میشن و دلیلش این است که به بزرگترین هدفشون رسیدن و دیگه هدفی بزرگتر از این رو نمیبینند و هیچ چیزی نمیتونه آنها را ارضا کنه، این در صورتیست که آنها به هدف اصلی (آگاهی و متعالی شدن) نرسیده اند.

این اهداف همگی به نوبه خود، خوبند و ما باید به آنها برسیم، ولی نباید در آنها رخنه کنیم، باید از آنها کمک بگیریم تا بتونیم به هدف اصلی که همان آگاهیست، برسیم.

جالبه که اینها اهداف ما هستند، اهدافی که هر کدام به نوبه خود، خوب ومفیدند و ما آنها رو بوجود آوردیم، ولی نکته اینجاست که ما نباید برده این اهداف بشیم، باید در کنار رسیدن به این اهداف، وقتی هم برای خودمون و آگاهی هامون بذاریم، اونوقت ، نمیگم راحتتر یا زودتر، بلکه به بهترین نحو به اهدافمون میرسیم و دیگه به آنها وابسته نمیشیم.

باید این رو بدونیم که ما بطور تصادفی در کنار هم قرار میگیریم و بطور تصادفی هم از هم جدا میشیم، ما بطور موقتی چند روزی به این دنیا میایم و صاحب شغل، مقام، املاک، خانواده و... میشیم. اینها هیچ کدام بد نیستند ، بلکه وابستگی وتعصب به اینهاست که ما را از هدف اصلی (آگاهی و متعالی شدن) دور میکنه، در صورتیکه اینها به ما داده شده اند، تا ما با کمک اینها به آگاهی برسیم.

پس باید بدون اینکه به اینها وابسته بشیم، بهترین استفاده رو ازشون ببریم تا به آگاهی برسیم، یعنی بواسطه اهداف کوتاه مدت، به هدف اصلی برسیم.

نویسنده : مهتاب

Mahtab_jd@yahoo.com

این متنی بود که یکی از دوستان در دو پست قبلی ایمیل کرده بودند .

موضوع پست ، هدف آمدن بود و داستان لرد ویشنو با شاگردش و وابسته شدن شاگرد به مادیات و دور شدن از هدف اصلی او بود . و من تحت تاثیر این متن قرار گرفتم  و آنرا به عنوان پست این هفته انتخاب کردم .

با تشکر از این دوست عزیز .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 8:5 توسط کارنگ |


خلسه چیست؟ خلسه حالتی از آگاهی است که انسان از حالت هوشیاری کامل که فرکانس مغزی 14 سیکل در ثانیه  به بالا است به لایه های عمیقتر آگاهی می رود .

حالات هوشیاری :

الف- حالت بتا (حالت عادی – بیداری و هوشیاری کامل) که فرکانس مغزی از 14 سیکل درثانیه بالاتر باشد .

ب – حالت آلفا (حالت هیپنوتیزم – خلسه هیپنوتیکی) که فرکانس مغزی بین 8 تا 14 سیکل در ثانیه باشد .

ج-  حالت تتا (حالت خواب بیدار- که بدن خواب است ولی ذهن بیداراست)که فرکانس مغزی بین 4 تا 8 سیکل در ثانیه باشد .

د- حالت دلتا (حالت خواب عمیق)که فرکانس مغزی بین 1 تا 4 سیکل در ثانیه باشد .

وقتی انسان به لایه های عمیق آگاهی و هوشیاری پا می گذارد در واقع با ضمیر ناخودآگاه خود ارتباط برقرار می سازد. ضمیر خودآگاه انسان مثل رم کامپیوتر است و ضمیر ناخودآگاه مثل هارد کامپیوتر . به تعبیر دیگر می توان ضمیر انسان را به کوه یخی تشبیه کرد ، که ضمیر خودآگاه آن قسمتی از کوه یخ است که سر از آب بیرون کرده وتقریبا 10% آنرا تشکیل می دهد و ضمیر ناخودآگاه ، آن قسمتی از کوه یخ است که در زیر آب مخفی گشته وتقریبا 90% آنرا تشکیل می دهد .
انسان هر عملی که بخواهد ناخودگاه و بدون زور زدن و فکر کردن انجام بدهد را باید به هارد ذهن خود (ضمیر ناخودآگاه) بفرسد و ضمیر ناخودآگاه که قدرت اتم را دارد قادر خواهد بود آن برنامه ، میل و آرزو را برآورده سازد ، چونکه کل کائنات را بکار میگیرد  تا آن میل و آرزوی انسان را عملی سازد –البته اگربه نفع او باشد و تقدیر او باشد .

موسیقی قادر است انسان را از لایه های سطحی هوشیاری و آگاهی به لایه های عمیق هوشیاری و آگاهی هدایت کند . چونکه وقتی انسان به یک موسیقی آرام و ملایم با ملودی روان ، ساده و تکراری و ریتم یکنواخت ، سبک و تکرا شونده گوش می دهد ، فرکانسهای ذهنی که بر اثر تلاش های ذهنی ، آشفتگی ها ، استرس ها ،ناراحتی ها و ... 14 سیکل به بالا است را کم کم کاهش می دهد و وقتی که فرکانسهای مغزی کاهش پیدا می کند انسان از حالت بتا به آلفا ، تتا و دلتا سوق پیدا می کند .

و وقتی که فرکانسهای مغزی از 14سیکل در ثانیه خیلی زیادتر می شود انسان حالت استرس ، نگرانی ، تشویش ، اضطراب و ... پیدا می کند و گاهی منجر اختلالات جسمی و روحی می شود .

و به نظر من قسمتی از هنر موسیقی درمانی به غیر از تئوری چاکراها که هر نتی روی یک چاکرا تاثیر می گذارد ، به خاطر همین عبور آگاهی انسان از حالات سطحی به حالات عمیق آگاهی می باشد . چونکه وقتی انسان به حالت خلسه می رود آرامش واقعی را تجربه می کند و عاری از تمام استرس ها ، نگرانی ها و مسائل روزمره می شود . و این خود باعث شفای روحی و جسمی می شود .

 از طریق کسانی که روشن بین هستند وقادر هستند هاله انسان را ببینند همچنین با دوربین هایی که از هاله انسان عکس می گیرند ، می توان هاله انسانی که مضطرب است یا زمانی که گوش به موسیقی می سپارد را مقایسه کرد . مثلا وقتی انسان مضطرب باشد عموما هاله ای قرمز تیره دارد ولی وقتی در حال گوش کردن به موسیقی باشد و از حالت بتا گذر کند هاله او به رنگ آبی یا سبز تغییر رنگ می دهد و این حالت آرامش می باشد .

اکثر نوازندگان و خوانندگان موقع اجرای موسیقی ، ناخودآگاه وارد این حالت خلسه می شوند . و باعث ارائه عالی تر و احساسی تر آن قطعه موسیقی می شود . چون ذهن و آشفتگی های آن کنار می رود و موزیسین شفافتر و راحتتر احساس و الهامات خود را بیان می کند .

یکی از راههایی که می توان فهمید انسان وارد خلسه شده این است که تقریبا ارتباطات از طریق حواس قطع می شود و فقط حس شنوایی فعال است و دیگری اینکه انسان گذر زمان را حس نمی کند .

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 8:41 توسط کارنگ |


روزی لرد ویشنو در غار عمیقی در کوه دورافتاده ای با شاگردش نشسته و مشغول مراقبه بود . پس از اتمام مراقبه ، شاگردش به قدری تحت تاثیر قرار گرفته بود که خود را به پای ویشنو انداخت و از او خواست که او را قابل دانسته و به عنوان قدرشناسی به او اجازه دهد که به استادش خدمت کند ویشنو با لبخند سرش را تکان داد و گفت : مشکل ترین کار برای تو این است که بخواهی با عمل ، تلافی چیزی را بکنی که من آن را رایگان به تو داده ام . شاگرد به او گفت : خواهش می کنم استاد ! اجازه دهید که افتخار خدمت به شما را داشته باشم . ویشنو موافقت کرد و گفت : من یک لیوان آب سرد و گوارا می خواهم . شاگرد گفت الساعه استاد . و در حالی که از کوه سرازیر می شد ، با شادی آواز می خواند .

پس از مدتی به خانه ی کوچکی که در کنار دره ی زیبایی قرار داشت رسید . ضربه ای به در زد و گفت : ممکن است یک پیاله آب سرد برای استادم بدهید؟ ما سانیاس های آواره ای هستیم که در روی این زمین خانه ای نداریم . دختری شگفت زده در حای که نگاه ستایش آمیزش را از او پنهان نمی کرد به آرامی به او پاسخ داد و زیر لب گفت : آه ... تو باید همان کسی باشی که به آن مرد مقدس که در بالای کوه های دوردست زندگی می کند ، خدمت می کنی . آقای محترم ممکن است به خانه من آمده و آن را متبرک کنید؟ او پاسخ داد : این گستاخی من را ببخشید ولی من عجله دارم و باید فورا با آب به نزد استادم بازگردم . البته او از این که شما خانه ی مرا برکت دهید ناراحت نمی شود ، زیرا او مرد مقدس بزرگی است و شما به عنوان شاگرد او موظف و ملزم هستید به کسانی که شانس کمتری دارند ، کمک کنید . و دوباره تکرار کرد : لطفا فقط خانه ی محقر مرا متبرک کنید . این باعث افتخار من است که می توانم از طریق شما به خداوند خدمت کنم .

داستان بدین ترتیب ادامه یافت . او به نرمی پذیرفت که وارد خانه شده و آن را متبرک سازد . پس ازآن هنگام شام فرارسید و او متقاعد گشت که آن جا بماند و با شرکت در شام غذا را نیز برکت دهد . از آن جایی که بسیار دیر شده بود و تا کوه نیز فاصله زیادی بود و در تاریکی شب ممکن بود که آب به زمین بریزد ، موافقت کرد که شب را در آن جا بماند و صبح زود به سوی کوه حرکت کند . اما به هنگام صبح متوجه شد که گاوها ناراحت هستند و با خود گفت اگر او می توانست فقط همین یک بار به آن دختر در دوشیدن شیر کمک کند بسیار خوب می شد، زیرا از نظر لرد کریشنا گاو حیوان مقدسی است و نباید در رنج و عذاب باشد .

روزها تبدیل به هفته ها شد و اوهنوز در آن جا مانده بود . آن ها با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب فرزندان زیادی شدند . او بر روی زمین خوب کار می کرد و در نتیجه محصول فراوانی نیز به دست می آورد . اوزمین بیشتری خرید و به زودی آنها را به زیر کشت برد. همسایگانش برای مشورت و دریافت کمک ، به نزد او می آمدند و او به طور رایگان به آنها کمک می کرد . خانواده ثروتمندی شدند و با کوشش او معابدی ساخته شد . مدارس و بیمارستان ها جایگزین جنگل شدند . و آن دره جواهری بر روی زمین شد . نظم و هماهنگی بر زمین های بایر و غیر قابل کشت حکمفرما شد . وقتی خبر صلح و آرامش و ثروتی که در آن سرزمین وجود داشت به گوش مردم رسید ، جمعیت زیادی به آنجا روی آوردند . در آنجا خبری از فقر و بیماری نبود و مردان به هنگام کار در مدح و ستایش خداوند آواز می خواندند . او شاهد رشد فرزندانش بود و از این که آنها به او تعلق داشتند خوشحال بود .

روزی به هنگام پیری ، همان طور که روی تپه کوچکی در مقابل دره ایستاده بود ، راجع به آنچه که از زمان ورودش به دره اتفاق افتاده بود فکر می کرد . تا جایی که چشم کار می کرد مزرعه هایی بود سرشار از ثروت و وفور نعمت و او از این وضع احساس رضایت می کرد . ناگهان موج عظیمی از جزر و مد در برابر دیدگانش تمام دره را در برگرفت و در یک لحظه همه چیز از دست رفت . همسر، فرزندان ، مزارع ، مدارس ، همسایگان ، همه از میان رفتند . او گیج وحیران به مردم که در برابر دیدگانش از بین می رفتند خیره شده بود . و سپس او ویشنو را دید که در سطح آب ایستاده است و با لبخندی تلخ به او می نگرد و می گوید : "من هنوز منتظر آب هستم " .

منبع : تائوئیزم و عرفان شرق دور – سخنرانی های اشو درباره سوتراهای لائوتسو

 این داستان زندگی ما انسانهاست . برای چه هدفی آمده ایم ؟ وظیفه ما چیست ؟ چرا اینجا هستیم ؟ از چه چیزی باید آگاه شویم ؟ چرا از برزخ دوباره به زندگی باز گردانده شده ایم ؟ چرا این بدن و این افراد را انتخاب کردیم ؟  و ...

روزی این موج عظیم جزر و مد – مرگ – در برابر دیدگان همه ما ظاهر خواهد شد  و در آن زمان نه همسر نه فرزندان نه قدرت نه ثروت نه شهرت نه مقام نمی تواند جلوی این موج را بگیرد . و آنگاه ما در برابر خداوند هستیم با پیاله ای در دست ، پر از آگاهی  یا خالی ازهمسر، فرزندان ، قدرت ، ثروت ، شهرت ، مقام و ...  

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 1:22 توسط کارنگ |


برای آشنا شدن با موسیقی پاپ بهتر است ابتدا توضیح کوتاهی درباره موسیقی مردم پسند یا Popular music بدهیم، موسیقی مردم پسند، به هرنوع سبک موسیقی گفته میشود که در دسترس عامه مردم است و به شکل تجاری عرضه میشود.

موسیقی پاپ ژانری از موسیقی مردمی یا عامه پسند است که با موسیقی کلاسیک، موسیقی هنری و موسیقی فولکورتفاوت دارد. در حقیقت این واژه بیانگر مشخصه هایی چون سبک خوانندگی سرشار از احساسات، ترانه هایی عموما با مضامین عاطفی، ریتم های ضربی، ملودی های ساده و روان ، هارمونی های آسان و ساختاری تکراری است، به گونه ای که مردم عادی به راحتی آن را درک و ارتباط لازم را با آن برقرار می نمایند.

شاید بتوان موسیقی پاپ را نوعی زبان ساده موسیقیایی مشترک در بین مردم در سراسر جهان دانست. این نوع موسیقی معمولا شامل عناصری از موسیقی راک، hip hop ، R&B ، soul و در برخی موارد موسیقی کانتری country است و به همین دلیل از انعطاف پذیری بسیاری برخوردار است.

نسل جوان اغلب از ورود هنرمندان جدید به این عرصه با کنجکاوی استقبال می کنند. همین امر سبب شده که گروههای موسیقی تازه وارد با حمایت نسل جوان به عرصه موسیقی پا بگذارند و فعالیت خود را ادامه دهند. توجه و علاقه این نسل به موسیقی پاپ سبب شده این سبک از موسیقی به نوعی بیانگر "فرهنگ حاکم بر نسل جوان " در هر جامعه ای باشد.

مشخصه موسیقی پاپ یک عنصر ریتمیک سنگین در زیر است که معمولا توسط دستگاههای تقویت کننده الکترونیک (amplifier) اجرا میشود و ملودی اصلی بر این ریتم غالب است. ترانه پاپ همچنین به ترانه های محبوبی که مردم به زمزمه و خواندن آن علاقه دارند نیز اطلاق میشوند. موسیقی پاپ از نظر تجاری موفق است و سبک مورد علاقه ایستگاههای رادیویی است زیرا قابل دسترس بوده، راحت در یاد میماند و مخاطبین زیادی را به خود جلب میکند.

از آنجائیکه مخالفت و اعتراض، همواره نقش پررنگی در فرهنگ حاکم بر نسل جوان هر جامعه دارد، بسیاری از ترانه های موسیقی پاپ ناخودآگاه منبع الهام جوانان گشتند و تاثیرات بسزایی بر خصوصیات اخلاقی این نسل باقی گذاردند. بسیاری از والدین متن اشعار ترانه های موسیقی پاپ را غیراخلاقی و مدخلی برای ارتکاب گناه برمی شمردند و معتقد بودند که این سبک موسیقی جوانان را گمراه کرده و آنها را به بروز رفتارهای ناشایست ترغیب می نماید.

طی سالهای 1990تا 2000، حضور روزافزون گروههای موسیقی پاپ و ظهور خوانندگان جوانی که با سیل علاقمندان مواجه می شدند، این سبک از موسیقی را بیش از پیش در بین مخاطبان رواج داد. موسیقی پاپ (که معمولا در آن از ملودی های بسیار ساده و به یادماندنی استفاده می شود و مضمون اصلی ترانه ها را عشق تشکیل می دهد) امروزه به تدریج در اشکال جدید و متعدد دیگری نیز ظاهر شده و شاید بتوان گروهها و هنرمندان موسیقی پاپ را پر مخاطب ترین سبک موسیقی در حال حاضر جهان نامید.

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 22:2 توسط کارنگ |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

کارنگ
متولد اصفهان . دانشجوی کنسرواتوار چایکوفسکی اکراین در رشته آهنگسازی کلاس پروفسور دیچکو لیسیا واسیلیونیا , نوازندگی ویلن در محضر اساتیدی همچون زنده یاد مجتبی میرزاده , همایون رحیمیان , داوود گنجه ای , هادی منتظری , حسن برجیان , احمد توجه و حسین سلحشور

قدرتمندترین الهام بخش ، کودک درون ماست
(استفن ناخمانوویچ)

پذیرش سفارش آهنگسازی ، تنظیم و اجرای موسیقی کلاسیک ، ایرانی ، پاپ و موسیقی فیلم

تلفن تماس-کارنگ
اکراین
00380936806339
00380962929653
ایران
00989138069012


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آذر 1388

آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386



پیوندها

همایون رحیمیان
ترانه جوانبخت
عشق گمنام-فیروزه و رکسانا
عرفان سلیمی-پرتو
مراقبه های اشو-توحید
تجسم خلاق-استاد آرام
موسیقی و زیباشنای-ایلیا
شو ماه-ابراهیم عادلی
تجربه بودن در اکنون-خسرو
دست نوشته های یک جادوگر
ستاره های موزیک پاپ-عاطفه
من و تو ما میشویم-هادی
ساز ، هنر ، آواز -علی جهاندیده
خلوتگاه شامگاه-علی رجبی
گل یاس ،عاشقانه-سارا
حرفهای خودمانی-مهشید
حرفهای سکوت-نیاز و ایلیا
پرشین -سالار
خانه موسیقی اصفهان-نادر
هنر و موسیقی
نیلوفرانه-نیلو
غریبه
دل به دریا بزن-اشو
گروه موسیقی سنتی جم-اکراین
سی پل- شعر اصفهان-صفاریان
سبز به رنگ خدا-محبوبه
خودشناسی و سلامتی-قاسم
عاشقانه های قطره
سفارش کد آهنگ
بهار
آهنگسازان،راویان صدای اهورا
شاعرانه ها - مهدی فاضل
موسیقی و زندگی
ماهنامه اینترنتی ژرفا
خانه گل - پروین
شاد باشید-سیاوش اکبریان
سلطان صدا - علی صالحی
لیلی موزیک-موسیقی کلاسیک
ملودی ساز من
موسیقی ایرانی-ساسان
دنیای موسیقی-آرایا
ماهیگیران تبریز
خاطرات ماهیگیری در شمال
عباس ملک پور
نیایش-پرنیان
موسیقی بی کلام
آهنگسازی و تنظیم-نیما
هارمونی خیال - حمید
همه چیز در مورد موسیقی
آوای درون - رویا
قلب خاموش-فارو
گل صدبرگ - رشن
مجله موسیقی ایرانیان
فروشگاه آثار موسیقی کلاسیک
ما هیچ ما نگاه - فاطمه
پرنگ
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin